مرتضى مطهرى
473
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كه بوى قدمت بدهد گريزانند و از نظر اين طبقه كلمهء « قدمت » كه به معنى سابقهء زمانى بيشتر داشتن است ، مساوى است با كهنگى ، و حال آنكه اينها دو مفهوم است ؛ كهنگى يعنى فرسودگى ، قدمت يعنى سابقهء زياد داشتن . هيچ ضرورتى ندارد كه يك چيزى قدمت يعنى سابقهء زمانى زياد داشته باشد و در عين حال فرسوده و كهنه شده و مشرف به انهدام باشد . سابقاً هرجا كه كلمهء « قدمت » مىآمد يك تقدسى از آن استشمام مىشد ، مىگفتند اين چيز قديمى است پس يك قداست بيشترى دارد . حالا برعكس ، در نظر عدهاى هرچه كه مىگويند قديمى است ، معنايش اين است كه بوى كهنگى و از هم دررفتگى و تلاشى از آن مىآيد . اينجاست كه نياز به يك طبقهء متوسط است كه كم و بيش در جامعه وجود دارند و وظيفهء طبقهء ما در اينجا سنگين و دشوار مىشود و آن اين است كه ما يك بررسى كامل و دقيق بكنيم ببينيم واقعاً چگونه است ، آيا مىشود هم مسلمان و متدين بود و هم هماهنگ با مقتضيات زمان و پيشرفتهاى زندگى ، يا ممكن نيست ؟ اين دشوارى براى اسلام از هر دين ديگر بيشتر است ، براى اينكه يك خصوصيت اسلام مسئلهء اعلام جاودانگى است كه اعلام كرده است كه ديگر دفتر نبوت براى هميشه بسته شد و جز اين دين الى الابد دين ديگرى نخواهد آمد . خصوصيت ديگرش توسعهء خود اين دين است . اگر اسلام مثل پارهاى از اديان ديگر به چهارتا دستور عبادى و چهارتا دستور و پند اخلاقى قناعت كرده بود و مقرراتى براى زندگى بشر در قسمتهاى مختلف وضع نكرده بود ، چندان دچار اين دشوارى نمىشد . خوب ، مسائلِ عبادى است ، خيلى مهم نيست ، در هر عصر و زمانى به يك شكل مخصوصى مردم عبادت كنند . يا چهارتا پند اخلاقى باشد . اينها هم مهم نيست . اما دينى است كه حلال و حرامهاى خيلى زيادى آورده است و هيچ شأنى از شئون زندگى بشر نيست الّا اينكه اسلام در آنجا قانونى وضع كرده و آورده است ؛ اين است كه كار اسلام و كار ما مسلمانها از نظر اين بحث خيلى دشوارتر است . مخصوصاً اين بحث يك بحثى نيست كه بشود در يك جلسه همهء مسائلش را طرح و حلّاجى كرد و تمام شده تلقى كرد ، فقط زمينهاى است براى مطالعه ؛ و من يادداشتهاى زيادى در همين زمينه از سابق داشتم و يكى از دوستان مشهدى من « 1 »
--> ( 1 ) [ آيت اللَّه خامنهاى مدّ ظلّه العالى ]